هیات الوارثین
حاج توکل بیات.. تخریبچی که معبر عملیات سیدالشهداء(ع) را گشود
حاج توکل بیات عملیات سیدالشهداءعلیه السلام تخریبچی مامور به گردان زهیر به فرماندهی شهید داوود حیدری بود
اون شب بعد از شهادت حمید دهقان و سعید منتظری که هردوشان هنگام زدن معبر شهید شدند حاج توکل معبر رو باز کرد و رزمنده ها رو ازمیدان مین عبور داد.
حاج توکل از نزدیک شاهد شهادت شهید حسین اسکندرلو بود
خودش میگفت که کمک کردم پیکر حاج حسین رو به نفربر زرهی انتقال دهند..
(شهید نوریان پا به توپش حرف نداشت.. اما همه این بازی ها رو دام هایی میدونست که انسان رو گرفتار میکنه و پریدنش رو به تاخیر میاندازه..)
موقعیت شهید موحد در جاده اهواز خرمشهر به علت صاف و کفی بودن مقر تخریب جون میداد برای فوتبال بازی کردن. یکی دوباری در نبود شهید نوریان بازی کردیم.
یکبار درحال فوتبال بازی بودیم که شهید نوریان با ماشین وارد مقر شد و همه به احترام ایشون بازی رو رها کردیم و دورش حلقه زدیم. ایشون بعد احوالپرسی با بچه ها با مهربانی و جوری که توی ذوق ما نوجوون ها نخوره گفت: برادرها این بازی ها برای ما نیست. اصلا ما وقت اضافی برای بازی نداریم و اون هم این بازی فوتبال که انگلیسی ها برای مشغول کردن ما اختراع کردند یه توپ وسط زمین میندازند و همه رو سرگرمش میکنند. بعد از اون تذکر تا آخر جنگ و حتی بعد از شهادت حاجی کسی دنبال فوتبال نرفت..
البته این عرض شهید نوریان برای اهلش بود برای اونهایی که بهشون سفارش کرد که بداد خود برسید که وقت تنگ است. مخاطب های عبدالله نوریان الان در عرش به ما فرشی ها میخندند.
ای فکه سکوت رَملی ات رابشکن
حرفی بزن و باز کن این بُغض گلو
شرحی بده از غیرت یک فرمانده
حرفی بزن از حسین اسکندرلو
شهادت حضرت زینب(س)-حسینیه الوارثین فروردین65.عزاداری بچه های تخریب لشگرسیدالشهداء(ع). وسط سینه زن ها مداح شهید امیر مسعود تابش
بچه های تخریب توی رعایت حیاء زبانزد بودند و این رو هم باید دعاش رو به جون فرمانده شون عبدالله نوریان کرد...یکی از تذکرات فرمانده ما به نیروهای قدیمی و تازه وارد به گردان رعایت حیا بود. با زیر پیراهن توی مقر در تابستون گرم جنوب چرخیدن قدغن بود و حتی وقت استراحت توی چادر هم اگر از گرما لباس رو بیرون میاوردن حتما باید ، یا شمد رومون مینداختیم ویا همون پیراهن خاکی رو مثل رو انداز رومون میکشیدیم... فرمانده ما شهید نوریان روی اخلاق فردی و جمعی نیروهاش خیلی حساس بود بچه های گردان ما یاد ندارن در مجلس های عزای اهل بیت(ع) وقت سینه زدن برهنه شده باشند و من هم به عنوان مداحشون که از سال 62 تا پایان جنگ مجلس داری میکردم یاد ندارم امر و یا خواهش به در آوردن لباس یا لخت شدن کرده باشم..و همه اینها از خلقیات شهید نوریان بود که در ما اثر گذاشت..سال 65 بود و تازه یکماهی از شهادت شهید نوریان میگذشت که در حسینیه الوارثین مراسم شهادت حضرت زینب (س) برگزار شد و اینبار با اصرار شهید تابش ، بچه ها برای موقع سینه زدن لباس هاشون رو در آوردند وبا زیر پیرهن برای سینه زدن کوچه باز کردن...توی اون مجلس من نوحه میخوندم و شهید تابش وسط مجلس میونداری میکرد.. امروز اگر دنبال سند میگردیم برای چگونه عزاداری کردن شهدا و اون هم شهدای تخریبچی سندی از این محکم تر پیدا نکردم برای نسل جدید که تشنه زندگی کردن شهدا هستن... اونا حرف فرمانده شون رو حجت شرعی میدونستن و سعی میکردن حتی به توصیه فرمانده شون هم عمل کنند... اما متاسفانه بعضی از مدعیان و میکرفون داران امروز میدونند رهبرشون راضی به امر برهنه شدن هنگام سینه زدن نیست اما!!!!!!!!!!!!! (جامونده از شهدا:جعفرطهماسبی)